روز وداع یاران
.:* روز وداع یاران *:.
به راستی سعدی این شاعر پر آوازه چه زیبا حق مطلب را ادا می کند وموضوع را تمام و کمال بیان میکند. شعر زیر بر گزیده ای از اشعار وی می باشد:
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هرکاو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امید واران
با ساربان بگوئید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند مارا در دیده آب حسرت
گریان چو در قیامت چشم گناهکاران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که بر شمردم از ماجرای عشقت
اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکایت ، شرح این قدر کفایت
باقی نمی تواتن گفت الا به غمگساران
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند