تَرکه
از همان اول _ البته تا جایی که ما یاد داریم _ ایشان موضوع تهاجم فرهنگی را گوشزد کردند که هیچ کسی توجهی نکرد و حتی در برهه ای از زمان هم خلاف آن عمل شد ، تا جایی که ایشان با تیزبینی خاص خودشان ، خطررا از تهاجم فرهنگی بالاتر دیده و صحبت از شبیحخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی نمودند ؛ اما دریغ از یک برنامه و یا طرح منسجم برای این کار و فقط دیدیم که نشستها و همایش ها بیشتر شد که همه ی ما از وضعیت این نشست ها در کشورمان ، بخوبی آگاهیم.
ایشان موضوعات مهم دیگری مثل ؛ اصل 44 قانون اساسی ، جنبش نرم افزاری ، مهندسی فرهنگی ، کرسی های نظریه پردازی ، جنگ نرم و صدها موضوع دیگر را مطرح کردند ولی چه شد؟ آیا کسی به سخنان و خواسته های ایشان لبیک گفت و اقدامی عملی را انجام داد؟ ما که ندیدیم!!
برخی ، کارهایی کردند که رهبر مظلوم ، راه کربلا را یک بار دیگر پیش روی خود دیدند و فرمودند: عاشورایی دگر به پا میکنیم. و صدای « هل من ناصر ینصرنی » ایشان بلند شد که انصافا _ به قول اون بالایی ها _ این عوام خوب لبیک گفتند و نشان دادند حسین زمان را تنها نمی گذارند. هرچند برخی از فرصت طلبان هم استفاده سوء کردند و باز هم با سخنان و کارهای سرسری خود ، دل رهبر مظلوم را به درد آوردند.
از این ها بگذریم ، چند ماهی است که مظلومیت این عزیز آنقدر زیاد شده که با اشک و ناله با سید و مولای خود صحبت میکند ؛ ما را به یاد درد دل های علی علیه السلام با چاه می اندازد و سخن از جانفشانی در راه او میکند! واقعا این _ به اصطلاح _ خواص را چه شده است؟ چه چیزی جلوی دید چشم آنها را گرفته است؟ و کارشان شده فقط برچسب زدن به یکدیگر ... که شما خود خوب میدانید در این مدت چه حرف هایی که زده نشد و نتیجه ای نداشت جز خون دل خوردن رهبرمظلوم و ملت مستضعف.
میخوام یه یادآوری از اوایل انقلاب داشته باشم ؛ البته با توجه به گفته های همین خواص و گرنه ما که در آن زمان هنوز به دنیا هم نیامده بودیم !
اون زمان وقتی امام خمینی (ره) یه حرفی رو میفرمودند؛ کسانی چون شهید بهشتی ، خود مقام معظم رهبری ، شهید مطهری ، آقای رفسنجانی چندین نفر دیگر ، در سطح کشور پخش میشدند و حرفهای آن عزیز سفر کرده را با تجزیه و تحلیل بجا ، به گوش هموطنان می رساندند و برای مردم روشنگری میکردند و اگر کسی میخواست به امام حرفی بزنند با این عزیزان روبرو میشد و نقش عمارها را برای خمینی کبیر(ره) ، به خوبی عمل میکردند ولی حالا چه ؟ کجایند یاران خامنه ای ؟ این عمار ؟ شما بگویید خمینی عزیز(ره) مظلوم تر بود یا خامنه ای که هم باید راه را نشان دهد ، هم باید روشنگری کند و هم باید خودش عمل کند ؟ جواب را داخل دلتان بگویید که عذاب وجدان نگیرید _ یا بگیرید _!!! .
همین آقایان معترض به انتخابات که میخواستند رئیس جمهور بشوند ، اگر واقعا قصدشان خدمت به ملت مستضعف بود ؛ پس این حرکات و بیانیه ها و لشکرکشی های خیابانی چه معنی داشت ؟ چرا کاری میکنند که خواسته یا ناخواسته بجای اینکه دل ملت را شاد کنند ؛ دل صهیونیست و استکبار جهانی را شاد میکنند و چرا با صراحت صحبت نمی کنند و افعال ضد جمهوری اسلامی ، توسط غرب را محکوم نمی کنند؟ چه برسیم به کشت و کشتار که چقدر هموطن بی گناه در این میان از بین رفتند و قربانی ندانم کاری برخی افراد شده اند؟ مگر امام خمینی(ره) که شما او را دیدید و ما ندیدیم ، نگفت که اگر دشمن از کارهای شما خوشحال شد درکار شما اشکالی وجود دارد ، در کارخود شک کنید و آن را اصلاح کنید ، الآن که بیشتر از همه اسرائیل غاصب ، آمریکای خونخوار و استعمار پیرانگلیس ، خوشحال شده اند! پس کو آن خط امامی ، که شما دم از آن میزنید و پیروی میکنید؟
وقتی شما به اصطلاح نخبگان سیاسی به قول رهبری عزیز نمیبینید چگونه برای این ملت و کشوردندان تیز کرده اند ؛ چگونه از مردم میخواهید به شما رای بدهند؟ پس چرا حالا که همه چیز روشن شد ، به آغوش گرم رهبر و ملت نمی پیوندید؟ با این کارها ، کم کم شاید فکر کنیم شما خواسته و دانسته دست به این کارها زدید و به قول رهبری ، مثل اینکه خودتان نمی خواهید به آغوش ملت برگردید!! که البته در این صورت ، خودتان چون ادعای نخبگی وسیاستمداری میکنید ، بهتر از ما عوام میدانید که دریای خروشان رهبر و ملت چه بلایی به سرتان خواهد آورد!!! ولی هنوز هم آغوش رهبر و ملت مستضعف باز باز است و جلوی ضرر را هر جا بگیری منفعت است.
یک روی سخنمان هم با همین افرادی هستند که در راس قدرتند و برخی از آنان فکر میکنند خودشان هم قانونند و هم مجری قانون!!! و کار را تا جایی رساندند که رهبر مظلوم می فرمایند « از خودسری » پرهیز کنید!! باید بگوییم که ، امت حزب الله حرفش را بدون واهمه و آشکارا میزند و نیازی به حمله ی مخفیانه به جایی و جلوگیری از سخنرانی کسی را ندارد و مسلما این افعال توسط برخی افراطیونی انجام میگیرد که قصد دارند چهره ی حزب الله را نزد مردم مخدوش نمایند. که دیگر این اجازه را نخواهیم داد.
رئیس جمهور ولایی و انقلابی ، سوال اینست که چرا اِسرار بر وجود افرادی در کنار خود میکنید که کارنامه ی آنان در پیش ملت روشن است و هر روز سوژه ای میشوند برای دشمنان داخلی و خارجی؟_ البته مخالف نقد منصفانه نیستیم _ و متاسفانه سخنان و حرکات آنان را به اسم نظام ثبت میکنند؟ مگر چیزی بالاتر از حکم رهبر مظلوم میخواهید؟ چرا برخی افراد پیرامون شما به جای اینکه به فکر مشکلات اقتصادی و رفاهی ملت مستضعف باشند ، خود را در مرتبه ای میبینند که درباره ی کارنامه ی پیامبران اولوالعزم صحبت میکنند؟ اینها که این سخنان را میزنند چه انتظاری از جیره خوران آمریکا و اسرائیل داریم که به امام زمان( روحی و ارواحنا فدا ) ، توهین و افترا میبندند.
رئیس جمهور ساده زیست ملت مستضعف ایران ، برخلاف خودتان ، ساده زیستی در اطرافیانتان چشم ها را نوازش نمیدهد! شما خود بهترازما میدانید که خمینی کبیر(ره) و خامنه ای مظلوم چقدر به ساده زیستی مسئولین سفارش و توصیه می فرمایند.
حرف آخرمان هم با همتباران جوان و دانشگاهیان خودمان در دو جریان اصلاح طلب و اصولگرایی است: « آینده ایران از آن ماست ؛ براحتی نگذاریم عده ای افراطی این آینده را خراب کنند » :
همتباران جوان اصولگرا ؛ اول از خودمان شروع کنیم ؛ خود خواهانه وکوته فکریست اگر بخواهیم همه ی اشتباهات را برگردن طیف مقبل بیاندازیم و خود را عاری از خطا بدانیم ، و واقعا اگر میخواهیم قدمی برای اصلاح وضع موجود برداریم باید ابتدا از خودمان شروع کنیم. البته میزان و عمق اشتباهات با هم فرق دارد ولی انتظار بیشتر،ازکسانی می رود که پیروز میدانند. اگر بیاد داشته باشید در یکی از جلسات سخنرانی مقام معظم رهبری ، برخی شعار« مرگ بر منافق » و « مرگ بر ضد ولی فقیه » سر دادند که رهبری عزیز به شدت انتقاد کردند و فرمودند : نباید هرکسی را که برخلاف سخنان و ایده های ما حرف بزند را منافق و ضد ولی فقیه بخوانیم. پس مواظب باشیم با سخنان و حرکات خود کاری نکنیم که ناخواسته در دام دشمنان بیفتیم. ودر صحبت کردن با منتقدین باید با صبر و حوصله و منطق به صورت اغنایی و روشنگرانه برخورد کنیم و نیتی جز سرافرازی ایران اسلامی نداشته باشیم و تا زمانی که دستگاه قضایی همه چیز را روشن نکرد و به پرونده ی همه ی افراد رسیدگی نکرد ، حق تهمت زدن به هیچ کس را نداریم چرا که ، آبروی مومن از آبروی خانه خدا بالاتر است.
و اما عزیزان جوان اصلاح طلب ؛ یاد دارم در یکی از انتخابات های گذشته که برخی از افراطیون اصلاحات سخن از عدم حضور در انتخابات میزدند ، رهبری عزیز به آنان فرمودند؛ اگر شما کنار بکشید از برخی دیگر از دوستان خواهیم خواست تا جرایان اصلاح طلبی _ در معنای واقعی کلمه _ را مدیریت و رهبری کنند.
منظور اینکه الآن که برخی افراد میخواهند تلقین کنند ، نظام میخواهد اصلاح طلبان نباشند و آنان را از صحنه بیرون کند ؛ به هوش و بیدار باشید که چنین نیست و مطمئنا حضورو پویایی یک اصلاحات قوی در چارچوب نظام که نیتی جز خدمت به نظام و رهبری و ملت ندارد و هدف آن جز اعتلا و اهتزاز پرچم مقدس ایران اسلامی نیست ، برای کشور یک امر لازم و ضروری است. پس فریب این تبلیغات را نخورید و خودتان دست به پالایش جریان اصلاح طلبی بزنید و با معرفی افراد خالص ، و تلاش در راه آبادی ایران ، بار دیگراصلاحات واقعی را به مردم نشان دهید. عزیزان جوان اصلاح طلب ، شکست در مجلس هشتم و ریاست جمهوری نهم و دهم برای اصلاحات ، دلیلی و علتی نداشت جز سوء مدیریت و همچنین برخی حرکات و سخنان کسانی که خود را رهبران اصلاحات می نامند. و با انجام کارهایی ناپسند ، چهره ی واقعی اصلاحات را در نزد مردم ، زشت و نامیمون جلوه دادند. وگرنه این ملت همان ملتی است که در سالهای 76 و 80 نزدیک به 20000000 رای به سبد اصلاحات ریختند ؛ ولی آیا تاکنون با خود فکرکردید که کارنامه ی اصلاحات در 2 دور ریاست جمهوری و 2 دور مجلس چه بود ، که مردم از آن روی گردان شدند؟ نه نه فریب این حرفها که می گویند تقلب شده را نخورید ، خیلی از شما و ما ، سر صندوقهای اخذ رای بودیم و در آخر رای ها را شمردیم و برای ستادهای مرکزی هم فرستادید ؛ شورای نگهبان هم که آراء را به صورت تفکیک شده روی سایت های اینترنتی قرارداد ، و واقعا دیدیم که تقلبی رخ نداد._ البته هیچ انتخاباتی بدون اشکال نیست و شاید تخلفات کوچکی هم رخ داده باشد _ ولی همین کسانی که خودشان را رهبران اصلاحات میدانند ، بهتر از هر کسی میدانند که تقلب در سطح 11000000 ملیون رای ، محال اندر محال است.
آگاه باشید که شاید هنوزهم برخی بخواهند درایام آینده ای که داریم ، دست به کارهایی دوراز شان اصلاحات بزنند که ماهم میدانیم و باورمان اینست که اصلاحات واقعی این نیست ، ولی آنان میخواهند به اسم اصلاحات این کارهای زشت را انجام دهند ، پس بهترین کسانی که میتوانند از این حرکات افراطی جلو گیری کنند ، خود شما هستید که میتوانید با فشار آوردن به همان عده ای که تا کنون شما ازآنان گوش میکردید ، ازآنان بخواهید دست ازاین کارهای بی نتیجه و بدون آینده بردارند و اجازه ندهند برخی دیگر که از بیرون مرزهای اسلامی حمایت میشوند ، دست به خرابکاری بزنند و چهره ی کشوررا مخدوش نمایند، که نیت آنان چیزی نیست جز ضربه زدن به اسلام و ایران اسلامی و میخواهند جلوی پیشرفت کشوررا بگیرند و از ما باج خواهی کنند که البته زهی خیال باطل ، آینده ایران از آن ماست و اجازه نمی دهیم ، این آینده براحتی در پیچ و خم قدرت طلبی ، از بین برود. و حتی اگر نیاز باشد ، باید خود شما طی بیانیه هایی از این افراطیون و آنهایی که هنوز با بیانیه قصد دارند کشور را ملتهب کنند ؛ برائت بجویید و اجازه ندهید به اسم اصلاحات ، بیشتر از این به خود اصلاحات و به نظام و مردم ، ضربه بزنند.
عزیزان جوان و دانشجو ، اگر یه سری به گلزار شهدای شهرتان بزنید و سنگ مزار شهدای عزیزرا بخوانید ، میبینید که اکثرا در سن های 17 تا 22 سال بودند که به فریاد « هل من ناصر » خمینی کبیر(ره) لبیک گفتند و پوزه استکباروغرب را با تمامی عیادی اش ؛ به خاک مذلت نشاندند و با دست خالی ، حتی یک وجب از این خاک مقدس را به بیگانگان ندادند ؛ و اسم خودشان را در کتاب تاریخ پرفراز و نشیب ایران کهن ، به بزرگی و پهلوانانه ثبت کردند و الگویی شدند برای ما ؛ پس بیایید ازهم اکنون ، ما هم به عنوان افسران جنگ نرم ، پا در رکاب خمینی(ره) زمان ، خامنه ای مظلوم ، الآن که خبری از عمارها و مالک اشترها نیست ، به وظیفه اصلی خود که اولا بالابردن بصرت خود و ثانیا روشنگری برای دیگران است به خوبی عمل کنیم و در این برهه ی زمانی، بدون در نظرگرفتن امیال و خواسته های سیاسی شخصی ، فریاد « هل من ناصر » خامنه ای مظلوم و تنها را لبیک بگوییم و نشان بدهیم شاید نتوانیم نقش عمار و مالک اشتر را برای ولی زمان بازی کنیم اما توانایی این را داریم به عنوان یک سربازساده دررکاب ایشان تا اخرین قطره ی خون بایستیم. و آینده ی ایران عزیز را که متعلق به خود ماست ، خود رقم بزنیم و کاری کنیم که آیندگان به نیکی از ما یاد کنند ، نه اینکه شعار بدهند « ما جوان دهه ی هشتادی نیستیم علی تنها بماند. »
به امید پیروزی اسلام و ایران اسلامی در پهنه ی گیتی و ظهور منجی مظلومان جهان./.
والسلام من اتبع الهدی./.
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند